<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>محاوره</title>
<link>http://mohavereh.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 27 Nov 2009 11:44:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>فارغ التحصیل</title>
<link>http://mohavereh.blogfa.com/post-369.aspx</link>
<description> &quot;فارغ التحصیل&quot; ، از آن شاهکارهای آوانگارد آخرهای دهه شصت است. ته فیلم آن سکانسی که محافظه کاران اجتماعی در کلیسایی که درش توسط صلیب بسته شده است محبوس شده اند می تواند مفهوم &quot;بی همتایی&quot; را توضیح دهد. بازی داستین هافمن و خنده های سراسیمه اش دست نیافتنی و نمایی که زنی برهنه در کلوپ استریپ درست پشت سر عصمت &quot;ایلین&quot; می رقصد و آه که اشک های بیگناه &quot;ایلین&quot; باور نکردنی است. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                     &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://rds.yahoo.com/_ylt=A0WTefh4uQ9LVWwAzdmjzbkF/SIG=1337itfgv/EXP=1259408120/**http%3A//image.guardian.co.uk/sys-images/Film/Pix/pictures/2005/06/08/grad372.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; یا وقتی حزن نگاه به دیوار خیره شده &quot;ان بنکرافت&quot; مرحوم در نقش &quot;خانم رابینسون&quot; را به هنگام همبستر شدن با &quot;بن&quot; به یاد می آید به یاد عیار جادوی هنرپیشه بودن می افتیم. وقتی که خیره شدن غم آلود وی، ده ها دیالوگ را جانشین می شود و  حکایت جوانی به یغما رفته او را بی صدا روایت می کند احساس می کنی باید از وجد تماشای آن به پرواز در آیی.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعضی موقع ها هیچ چیز به اندازه یک فیلم خوب حرف های خوب نمی زند. یادآور می شود که می توان یک گوشه نشست و کاری نکرد و یا اینکه می توان گوشه ای نشست و سوار بر اندیشه شد،  یک سکانس خوب نوشت و هنر را معنی کرد. کاری که امثال &quot;مایک نیکولز&quot; در آن استاد بودند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 27 Nov 2009 11:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohavereh&amp;postid=369</comments>
<dc:creator>mohavereh</dc:creator>
<guid>http://mohavereh.blogfa.com/post-369.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://mohavereh.blogfa.com/post-368.aspx</link>
<description>دستام از این که هست تنها تر نمیشه</description>
<pubDate>Fri, 27 Nov 2009 11:15:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohavereh&amp;postid=368</comments>
<dc:creator>mohavereh</dc:creator>
<guid>http://mohavereh.blogfa.com/post-368.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>لام تا کام</title>
<link>http://mohavereh.blogfa.com/post-366.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;اگر چه همه چيز را به دنبال خود كشيده ام، همه حوادث را، ماجراها را، عشق ها و رنج ها را به دنبال خود كشيده ام و زير اين پرده ي زيتوني رنگ كه پيشاني آفتاب سوخته من است پنهان كرده ام، اما من هيچ كدام از اين ها را نخواهم گفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لام تا كام حرفي نخواهم زد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بگذار كسي نداند كه چگونه من به جاي نوازش شدن، بوسيده شدن، گزيده شده ام.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بگذار هيچ كس نداند، هيچ كس ! و از ميان خدايان، خدايي جز فراموشي بر اين همه رنج آگاه نگردد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                                                                                     &lt;FONT color=#999999&gt;   بامداد.ركسانا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Nov 2009 18:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohavereh&amp;postid=366</comments>
<dc:creator>mohavereh</dc:creator>
<guid>http://mohavereh.blogfa.com/post-366.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دانشگاه ازاد متاثر از دگرگونی طبقه متوسط</title>
<link>http://mohavereh.blogfa.com/post-365.aspx</link>
<description>
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color=&quot;#999999&quot; style=&quot;color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;آنچه در ادامه می اید حاصل گفتگویی است که چندی پیش با علی هنری در خصوص  اعتراضات دانشجویان دانشگاه آزاد انجام دادم. دو هفته پیش این مصاحبه را به منظور انتشار در روزنامه های &quot;دنیای اقتصاد&quot; و یا &quot;اعتماد&quot; به ترتیب برای نفیسه زارع کهن و علی ملیحی فرستادم. اینک اولی یازدهمین شبانه روز زندانی شدن در اوین را پشت سر می گذارد و دومی را باد با خود به هر جا می برد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; 
&lt;p style=&quot;color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font color=&quot;#999999&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;این متن تقدیم می شود به نفیسه و علی که از قضا هر دو دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی هستن&lt;/span&gt;د.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.bamdadkhabar.org/2009/11/post_3010/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;بامداد خبر&lt;/a&gt; :  اعتراضات گسترده دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی از زمان بازگشایی دانشگاهها در ماه مهر مورد توجه جدی ناظران سیاسی قرار گرفته است. در گفتگو با علی هنری تحلیلگر سیاسی و عضو تحریریه فصلنامه &quot;گفتگو&quot;، دلایل حضور دانشجویان دانشگاه آزاد در تحولات سیاسی پس از انتخابات 22 خرداد و نقش نهادهای اصلی جنبش دانشجویی در جهت‌دهی به تكاپوهای این بخش عظیم از جامعه دانشحویی را جویا شدم. هنری مبنای اصلی این دست تحولات بی‌سابقه را مرتبط با ...&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 17:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohavereh&amp;postid=365</comments>
<dc:creator>mohavereh</dc:creator>
<guid>http://mohavereh.blogfa.com/post-365.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جاده</title>
<link>http://mohavereh.blogfa.com/post-364.aspx</link>
<description>
همين، همين يكي دو سال پيش بود كه قدم زنان از جلوي درب اميركبير گذشتيم، همان موقع كه روبروي تئاتر شهر تهران نشسته بوديم و در خلوت تاريك نيمه شب تهران از هر دري سخن رانديم. از عشيق هايي كه مي آيند و مي روند، از احمد زيدآبادي، از عبدالله مومني، از درسي كه لعنتي تمام نمي شود.&lt;p&gt;همين خيلي وقت پيش بود كه از پله هاي آن سفره خانه پايين رفتيم و به ضيافت شام تو نشستم و بي هوا هر چه خواستم به حساب تو سفارش دادم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;و نيمه شب هاي بي شماري كه از سينما صحبت كرديم و سياست و شيخ و همه كس و همه چيز.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;علي اولين باري كه يادداشتي از من را در سايت كار كردي خاطرت است؟ چقدر بر
سر عكس هايي كه فرستادم خنديدم و ناسزا گفتيم. ‍‍ژورناليسم نصف و نيمه من
با تو شروع شد. سياسي شدن من با تو شروع شد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;من همان سامان هستم و تو همان علي.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اما كجاي عدالت نوشته است كه من آسوده باشم و تو گريزان از بي عدالتي كه در تعقيب تو است. همين كه مي دانم حالت خوب است كه بس نيست. در اين ماجراجويي متهورانه ات با تنهايي چگونه سر مي كني، از اين شهر به آن مثل باد مي دوي يا در همان شهر بزرگ مانده اي؟ نه مي شود نه از تو خبري گرفت كه در درسر بيفتي و نمي توان بي خبري ات را تاب آورد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اين زندگي جديد هيجانش چگونه است؟ شده اي مثل قصه ها، از ان قصه هاي جاده اي و دل من  و خيلي هايي ديگر كه برايت بدجوري تند مي زند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;علي جانم، مراقب خودت باش&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;به علي مليحي ...&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 09:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohavereh&amp;postid=364</comments>
<dc:creator>mohavereh</dc:creator>
<guid>http://mohavereh.blogfa.com/post-364.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سابقه ای از خشونت</title>
<link>http://mohavereh.blogfa.com/post-363.aspx</link>
<description>چندان اهل مته به خشخاش گذاشتن نیستم اما این شعار های &quot;مرگ مرگ مرگی&quot; که برای دهن کجی به حاکمیت علیه کشورهایی مثل روسیه و چین سر داده می شد کمی نگران کننده شده است. اوضاع ما مثل محکومی است که به دلیل رفتار خوب آزاد شده است اما همیشه باید تحت نظر باشد که بار دیگر به یک ضد اجتماع تبدیل نشود. او شهروندی آزاد است اما بیشتر از دیگران زیر ذره بین است و هر کنش مشکوک او نگران کننده تلقی می شود. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;به نظر تاریخچه خشونت ما  آنقدر جدی است که تمایل بخشی از جنبش سبز برای حرکت به سمت سفارت روسیه می بایست نگران کننده به نظر آید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ناسلامتی ما  هشتاد نود سال پیش &quot;ماژور &lt;SPAN dir=rtl&gt;رابرت ايمبري&quot;  نايب كنسول سفارت آمريكا را کف خیابان اینقدر زده ایم که از شدت خونریزی در بیمارستان روح از تنش خارج می شود و  در زمره ممالک پیشرو در  &quot;دیپلمات کشی&quot; به شمار می آییم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;             &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 430px; HEIGHT: 362px&quot; height=800 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.arlingtoncemetery.net/imbrie-120304-002.jpg&quot; width=1067 align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;                                                       &lt;FONT size=1&gt;سنگ قبر ماژور ایمبری&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;سی سال پیش از دیوار خاک یک کشور بالا رفته ایم و اسیر گرفته ایم و ۴۴۴ شبانه روز چشم بندی کرده ایم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;سه چهار سال پیش از این بالا روی ، چریک های سازمان مجاهدین، دو سه مستشار آمریکایی را به گلوله بسته اند. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;موافق هستید که از سابقه قابل اعتنایی در خشونت دیپلماتیک برخوردار شده ایم؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;دهن کجی یک جنبش مدرن باید مانند خود آن مدرن و امروزی باشد. &quot;مرگ&quot; و &quot;نفرین&quot; به نظر میراثی  پیر و هراس انگیز می آید. شاید تصور ان باشد که شعار &quot;مرگ بر روسیه&quot; تنها شعاری است برای خنثی کردن احساسات ضد غربی حاکمیت. اما بپذیریم که در وضعیت غیرنرمال کنونی هر تصوری ممکن است کم کم شکل عینی به خود گیرد. دور از ذهن نیست که با چند مرگ بر روسیه گفتن دیگر در آن فضای ملتهب باور بداریم که بخشی از تقصیر ها متوجه روسیه است. آنگاه الگوی ۱۳ آبان ۵۸ در ذهنمان رژه رود و بعد هوس کنیم حال یک دیپلمات روس یا چینی را بگیریم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;حاشیه&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;دیروز اکونومیست در مقاله &quot;&lt;FONT color=#006600&gt;نوامبر سبز&lt;/FONT&gt;&quot; نوشته بود، در روز چهارشنبه(سیزدهم آبان) پاره ای از جنبش سبز شعار &quot;&lt;STRONG&gt;مرگ بر هیچکس&lt;/STRONG&gt;&quot; سر داده است. اگرچه هنوز &quot;مرگ&quot; اش ملال آور است اما نشان از عزم و روحیه بالای جنبش سبز در مهار و تعدیل خویش دارد. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 11:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohavereh&amp;postid=363</comments>
<dc:creator>mohavereh</dc:creator>
<guid>http://mohavereh.blogfa.com/post-363.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مصلوب</title>
<link>http://mohavereh.blogfa.com/post-361.aspx</link>
<description>تو اين زندگي فقط وقتي خوشحال مي شدم كه بدونم براي چيزي با ارزش امنيتم در خطر است. اون چيز براي من نوشتن يادداشت هاي كم سانسور سياسي بود. مهم نبود كه ماهيت آن ها خطربرانگيز بود يا نه اما خاطرم هست كه قلبا آمادگي اش را داشتم. اين روزها ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 17:57:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohavereh&amp;postid=361</comments>
<dc:creator>mohavereh</dc:creator>
<guid>http://mohavereh.blogfa.com/post-361.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اتاق خواب</title>
<link>http://mohavereh.blogfa.com/post-360.aspx</link>
<description>&lt;span class=&quot;UIStory_Message&quot;&gt;يعني ميشه يكي از همين روزها احمدي زيدآبادي وقتي نيمه 
شب از خواب مي پرد به جاي ترك هاي چرك و زخمي ديوار هاي تنگ روبرويش، در و ديوار 
اتاق خواب و بوي فرزندان و همسرش را ببيند؟ و به شوق اينكه چند ساعت ديگر تا صبح 
مانده است تا انگشتانش به سوي خودكار بدود پتويش را بر سر بكشد و آرام 
بخوابد؟&lt;/span&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 Oct 2009 06:07:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohavereh&amp;postid=360</comments>
<dc:creator>mohavereh</dc:creator>
<guid>http://mohavereh.blogfa.com/post-360.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شوخي؟</title>
<link>http://mohavereh.blogfa.com/post-359.aspx</link>
<description>گارانتي چنين توافقي از سوي ايران خيلي بالا به نظر نمي آيد، مگر آنكه تجديدنظر جدي در سياست هاي بين المللي ايران به وجود آمده باشد. آن تجديد نظر هم تنها در يك صورت ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 Oct 2009 08:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohavereh&amp;postid=359</comments>
<dc:creator>mohavereh</dc:creator>
<guid>http://mohavereh.blogfa.com/post-359.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دولت تنها</title>
<link>http://mohavereh.blogfa.com/post-358.aspx</link>
<description>
سيزدهم آبان پرتره اي از اوج بي پناهي دولت موقت است، بيچاره مهندس ليبرال ما، هيچ جنبش سبزي پشتش نماند، تنهاي تنهاي تنها ماند.&lt;p&gt;    &lt;img src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/d/dc/Bazarganc.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 16 Oct 2009 00:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohavereh&amp;postid=358</comments>
<dc:creator>mohavereh</dc:creator>
<guid>http://mohavereh.blogfa.com/post-358.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
