پرونده ی هسته ای ایران زمستان گذشته به شکلی کاملا بحرانی در آمد . در فوریه ی سال ۲۰۰۶، سي و پنج عضو شورای حکام آژانس بین المللی با اکثریت آرا یعنی ۲۷ رای موافق و پنج راي ممتنع كه تنها با سه راي مخالف كه از سوي دول ونزوئلا، كوبا و سوريه همراه بود ؛ تصميم گرفتند كه پرونده ي برنامه ي هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل،جايي كه مصوبات ان فشار حقوقي و الزام عملي براي كشور مخاطب بوجود مي آورد، فرستاده شود.
در اولين گام، شوراي امنيت در ماه مارس قطعنامه اي را تصويب كرد كه مصرا از ايران مي خواست تا فعاليت هاي غني سازي كه از تابستان ۲۰۰۵ از سر گرفته بود را پايان دهد و به مداكره با طرف هاي غربي بپردازد.
ژوئن ۲۰۰۶، اروپا بسته اي شامل مشوق هاي سياسي،امنيتي و اقتصادي به ايران پيشنهاد كرد و در قبال آن خواستار تعليق كليه ي فعاليت هاي مربوط به غني سازي در خاك ايران شد. اما اروپاييان با عدم پاسخ شفاف از سوئ ايران روبرو شدند و در حالي كه انتظار داشتند ايران پس از بررسي هاي چند روزه مواضع خود را در قبال اين بسته اعلام كنند، مقامات ايراني اعلام كردند كه تا پايان ماه اوت پاسخي براي مشوق هاي غرب نخواهند داشت. اين امر كه به گفته ي مقامات آمريكايي دليلي براي نااميدي از مذاكره ي ديپلماتيك با ايران براي رسيدن به تفاهمي بلندمدت حول اين چالش عنوان شد، گروه ۱+۵ را بر آن داشت تا براي فشار بيشتر بر ايران به منظور اعلام پاسخ رسمي خود به تصويب قطعنامه اي مبتني بر فصل هفتم منشور سازمان ملل در شوراي امنيت بر ضد ايران مبادرت ورزد كه در آن از ايران خواسته شده تا فعاليت هاي عني سازي خود را تا قبل از ۲۲ اوت متوقف نمايد و پاسخ رسمي خود را به بسته ي مشوق هاي اروپا اعلام كند، در غير اينصورت شوراي امنيت اقدامات تنيهي از جمله تحريم هاي اقتصادي و سياسي را بر ضد ايران اعمال خواهد كرد.
ديپلماسي همواره به بازي شطرنج تشبيه شده است.با مقايسه طرفين مذاكرات ديپلماتيك به شطرنج بازان تاكيد شده است كه بازيكني برنده است كه در موقعيت هاي بغرنج بهترين مهره را جابجا نمايد.
براي تبيين اين كه در شرايط و موقعيت فعلي ايران ، كدام حركت تهران كه در واقع همان پاسخ ايران به غرب مي باشد ؛ مي تواند به مثابه ي حركتي هوشمندانه در ديپلماسي تلقي گردد به بررسي سه پارامتر مهم يعني موقعيت سياسي ايران در جهان، وضعيت ايران در صورت تحريم، و بسته ي پيشنهادي اروپا مي پردازيم.
۱-اولين واقعيت اين مي باشد كه آمريكا با هژموني چشمگيري كه پس از پايان جنگ سرد و خصوصا بعد از حوادث يازدهم سپتامبر به دست آورده موفق شده تا كشور هاي بي شماري را در مقابله با برنامه ي هسته اي ايران با خود همراه سازد. از شرقي ترين نقطه ي آسيا تا غرب اروپا تمام كشورهاي تعيين كننده در حال حاضر در اطراف نقطه اي قرار گرفتند كه آمريكا در مقابل ايران ايستاده است. هند، چين و روسيه نيز به تدريج از مواضع مثبت خود نسبت به ايران فاصله گرفته اند و در مواجهه با پرونده ي هسته اي به اروپا و آمريكا نزديك شده اند .
اين درست است كه چين و روسيه حجم مبادلات اقتصادي قابل توجهي با ايران دارند اما واقعيت اين است كه مراودات اقتصادي كه اين دو دولت صاحب حق وتو با ايالات متحده دارند ده ها برابر رابطه ي تجاريشان با ايران مي باشد و اين مهم حكايت از آن دارد كه با وجود اين كه چين و روسيه تلاش زيادي براي عدم اعمال تحريم بر ايران به عمل آخواهند آورد اما در شرايطي كه ناگزير از انتخاب بين دو گزينه ي ايران و آمريكا باشند بي درنگ طرف دوم را بر مي گزينند
تنها كشور هايي كه ايران مي تواند به چشم متحدين وفادار به آن ها بنگرد عبارتند از سوريه، ونزوئلا و كوبا و با عياري پايين تر شايد الجزاير ، آفريقاي جنوبي و بلاروس را هم بتوان به اين سه افزود. حال آن كه هيچ كدام از اين دول هرگز كشور هايي تعيين كننده در معادلات جهاني نبوده اند و نمي توانند متحداني تاثير گذار در بحران اتمي ايران تلقي گردند. پس در درجه ي اول ایران بايد با اين ديد به سراغ بررسي مشوق هاي غرب برويد كه بسيار تنها تر از طرف هاي غربي مي باشد و فاقد حاميان قدرتمندي در بين كشور هاي عضو سازمان ملل است. مويد اين مطلب قطعنامه ي ۱۶۹۶ شوراي امنيت مي باشد كه تمامي اعضاي شوراي امنيت به جز قطر به آن راي مثبت دادند.مهمترين شرط در برقراري ديپلماسي صحيح، درك واقعيت ها مي باشد و مهمترين واقعيتي كه امروز تهران و مذاكره كنندگان ارشد اتمي ايران بايد بدان توجه داشته باشند شكل گيري ائتلاف بين المللي بر ضد فعاليت هاي هسته اي ايران است.
۲-بررسي قطعنامه ي ۱۶۹۶ حكايت از آن دارد كه اعمال تحريم از سوي سازمان ملل بر ضد ايران بيش از هر زمان ديگري دولت ايران را تهديد مي كند. هرچند اين قطعنامه بر اساس ماده ي ۴۰ مندرج در فصل هفتم منشور سازمان ملل تنظيم گرديده است و هيچ گونه تنبيه و تحريمي بر ضد ايران را شامل نمي شود اما تاكيد دارد كه در صورت عدم توقف غني سازي از سوي ايران به ماده ۴۱ فصل هفتم رجوع خواهد شد.ماده ۴۱ از لزوم استفاده از تحريم هاي اقتصادي و ايزوله كردن موقعيت سياسي كشور هاي متخطي سخن مي گويد.اين قطعنامه حتي پا را فرا تر گذاشته است و احتمال استفاده از ماده ۴۲ كه بر لزوم اقدامات نظامي تاكيد دارد را نيز رد نكرده است.
با توجه به اقتصاد ايران كه همواره وابسته به نفت بوده و حدود هشتاد درصد درآمد دولت ايران از فروش نفت به دست مي آيد، اين كه احتمال تحريم خريد نفت ايران به عنوان يكي از مهمترين ابزار هاي فشار بر ايران مورد استفاده قرار گيرد اصلا دور از ذهن نمي باشد.
اين درست كه در صورت عدم خريد نفت ايران، بهاي نفت در بازازهاي بين المللي افزايش خواهد يافت كه كشور هاي صنعتي را نيز متضرر خواهد كرد اما خسارت و فشاري كه بر ايران وارد مي شود بسيار فراتر از تصور خواهد بود . تحريم ايران كه باعث ايزوله شدن ديپلماتيك ايران مي شود باعث بسته شدن راه هاي رايزني در آينده نيز خواهد شد.اين فضا كه ناخوداگاه شرايط سياسي داخلي را تا حدودي زيادي امنيتي تر از گدشته مي كند باعث كمرنگ شدن نقش گروه هاي اصلاح طلب و تبلور حركت هاي راديكاليستي خواهد شد كه به خودي خود مي تواند فشار هاي زيادي را به حاكميت وارد سازد و به يقين به بسته تر شدن فضاي دموكراتيك ايران مي انجامد.
۳-بسته ي پيشنهادي اروپا بسته اي به واقع وسوسه انگيز مي باشد و حكايت از امتياز هاي مهمي است كه غربي ها حاضر شده اند در صورت پذيرش درخواست هاي آنان به تهران ارائه دهند:
در ابتداي اين بسته بر حق ايران براي استفاده ي صلح آميز از انرژي هسته اي در چارچوب NPT تاکید شده و حمایت از توسعه ی دانش هسته ای ایران مورد توجه قرار گرفته و پیشنهاد ساخت راکتور های آب سرد و تضمین تهیه ی سوخت مورد نیاز برای نیروگاه های هسته اي ایران شده است. در کنار این ها تضمین های امنیتی به ایران داده شده که خیال ایران را تا حدود زیادی از تهدیدات خارجی راحت می سازد.از طرفي از بهبود دسترسی ايران به اقتصاد بين المللی، بازارها و سرمايه ها، از طريق حمايت عملی از جذب ايران در ساختارهای بين المللی شامل تجارت جهانی، و ايجاد چارچوبی برای سرمايه گذاری مستقيم بيشتر در ايران و تجارت ، سخن گفته شده است.
اين ها به غير از تضمين هايي است كه براي همكاري در زمينه ي صنعت هواپيمايي،زيرساخت هاي مخابراتي، كشاورزي، تكنولوژي هاي پيشرفته و شراكت در زمينه ي انرژي به ايران داده شده است.
حال با توجه به این پارامتر ها حدس این که در موقعیت فعلی کدام پاسخ می تواند ایران را به عنوان برنده ی ۴ سال دیپلماسی فشرده ی اتمی ایران - مذاكراتي كه از سال ۲۰۰۲ در پی کنفرانس علیرضا جعفرزاده از اعضای سازمان مجاهدین در واشنگتن و اظهارات وی مبنی بر وجود تاسیسات هسته ای در نظنز و اراک آغاز شد- با غرب معرفي نمايد چندان مشکل نیست.
راه دیگری که ایران در پیش روی دارد این است که شطرنج را در نیمه راه رها کرده و به "رولت روسی" روی آورد. این بدان معنی است تهران که پاسخ روشنی به درخواست اروپا ندهد ، به امید این که با ادامه ی غنی سازی در سطحی وسیع تر و تحمل چند ماه تحریم های سازمان ملل بتواند اروپا و آمریکا را مجبور به دادن امتیاز های بیشتری به ایران بکند. اين تصميم كه به مثابه ي قماري بزرگ تلقي شود مي تواند سرنوشت ديگري هم براي ايران رقم بزند و آن توافق اروپا و آمريكا براي حمله ي نظامي به ايران است.
در شرايطي كه ايران مي تواند با مذاكرات ديپلماتيك به خارج شدن از موقعيت فعلي و همچنين از امتيازات قابل توجه اقتصادي و سياسي غرب برخوردار شود به هيچ وجه لزوم شروع قماري مانند رولت روسي احساس نمي شود.
ايران براي آغاز اين بازي خطرناك ناگزير است گلوله هاي بيشتري در هفت تيرش قرار دهد و اين شانس موفقيتش را به شدت كاهش مي دهد .قماري كه به نظر تندرو هاي جناح راست را كاملا راضي مي كند، مي تواند تاثيرات جبران ناپذيري را بر وضعيت معيشتي و امنيت ملي ايرانيان بگذارد.
دكتر محمود احمدي نژاد همواره اعلام كرده است كه ايران به هيچ وجه زير بار توقف غني سازي اورانيوم حتي براي يك روز نخواهد رفت. سال گذشته نيز احمد جنتي دبير شوراي نگهبان قانون اساسي ايران همزمان با ارائه ي بسته ي مشوق هاي اروپا در تابستان ۲۰۰۵ به ايران عنوان كرد:
"خربزه ای که می خوريم پای لرز آن می ايستيم، اين قدر ايران را تهديد نکنيد ... ايران تصميم خود را گرفته است و آمريکا و اروپا هر اقدامی انجام دهند به ضرر آنها تمام می شود ... به حق محمد و آل محمد يک عقلی به همه بدهد و عقلی هم به اروپاييها و آمريکاييها بدهد که حداقل مصلحت خود را بشناسند".
اگر اين مواضع كه از سوي مقامات تندرو ايراني اتخاذ مي شود مشابه مواضع تصميم گيرندگان اصلي برنامه ي هسته اي ايران باشد ، بايد به انتظار يك رولت روسي واقعي از سوي حاكميت جمهوري اسلامي باشيم. بازي به غايت تراژيك تر از ان چه "مايكل چيمنو" در فيلم "شكارچي گوزن" نشان داد. قماري كه هفتاد ميليون انسان را شامل مي شود..
مطالب مربوط:
هيچ چيز براي نويسنده ي وبلاگ دردناك تر از اين نيست كه نظراتي را بخواند كه كمترين ربط ممكن را به نوشته اش دارند...
