تبليغاتX
محاوره - باز بازداشت

محاوره

نفيسه زارع كهن و همسرش حجت شريفي در اوين محبوس اند...

صبح روز یکشنبه تعدادی از فعالین حقوق زنان که اکثریت قریب به اتفاق آنان جزو روزنامه نگاران و نویسندگان و دانشجویان ایرانی هستند به دلیل نامشخصی جملگی بازداشت شدند. البته غرض از نامشخص بودن دلیل به لحاظ دیدگاه حقوقی می باشد و گرنه نیروی انتظامی و مسئولان قضایی احتمالا دلیل بازداشت ها را تلاش متحصنین برای برهم زدن نظم عمومی و یا اگر بخواهد چهره ی سختگیری تر از خود نشان دهد فعالیت علیه امنیت ملی عنوان می دارد.

چند نکته پیرامون بازداشت دیروز به دهنم می رسد:

۱-اول اینکه تجمع پنجاه و چند نفری که روبروی دادگاه انقلاب تحصن کرده بودند کاملا مطابق اصل بیست و هفتم قانون اساسی ایران است که بیان می دارد برگزاری اجتماعات و راهپیمایی ها بدون حمل سلاح و به شرط انکه مخل مبانی اسلام نباشد آزاد است. من شدیدا بعید می دانم که در جمع ان بانوان فرهیخته کسی مبادرت به حمل سلاح سرد یا گرمی ورزیده باشد که توسط آن این اصل از قانون اساسی را زیر پا گداشته باشد. .

۲-اگر از بعد حقوقی این بازداشت بگذریم به بعد مصلحت گرایانه ی این بازداشت ها می رسیم. اصولا پس از درگیری ها بیست و دوم خرداد در میدان هفتم تیر که با دستگیری و ضرب و شتم تنی چند از فعالین و مدافعان حقوق بشر و سیاسی ایران از جمله مهندس موسوی همراه بود، این جنبش با درایت قابل توجهی تصمیم گرفت به جای انکه به رادیکالیسم و فعالیت های تحریک آمیز روی اوردند در نهایت دوراندیشی به مسالمت امیز ترین راه ممکن یعنی برگزاری کمپین جمع آوری یک میلیون امضا برای اعمال تغییرات در قانون متوسل شدند. حال آیا مصلحت اندیشان جناح محافظه کار به این نمی اندیشند که چنین برخوردها و بازداشت های قهرامیزی با تحصن زنانی که چند پلاکارد که متون انها هیچ کدام از مبانی اساسی جمهوری اسلامی را تهدید نمی کند چقدر می تواند در دلسردی این جنبش نسبت به ادامه روند مدنی تاثیر گذار باشد. امری که به یقین بسیاری به رادیکالیزه شدن این جنبش خواهد انجامید. یعنی همان راهی که نه منفعت حاکمان را تامین می کند و نه به آرمان های نهضت برابری حقوق زنان را متحقق می سازد. چه اصراری بود که تجمعی که میشد بسیار کدخدامنشانه مدیریت شود اینگونه به سمت و سویی رود که قطعا دلخوری های بیشتری از دولت فعلی را به دنبال خواهد داشت.

۳-اخیرا مقامات امنیتی ایران نوع برخورد پلیس و نیروی انتظامی کشورهای اروپایی با جوانان و دانشجویان را متدکر می شوند و بیان می دارند که چنین برخوردهایی در تمام جهان ازاد امری اجتناب ناپذیر است. آخرین مورد ان را نیز بازداشت بیش از ششصد تر از جوانان در دانمارک می دانند. ذکر این نکته ضروری است که مقایسه ی بازداشت فعالین حقوق بشر در تهران با دستگیری افرادی که کنهاگ اتفاق افتاد قیاسی است  اساسا مع الفارق.

                                               

                                          کارتونی از وبلاگ نیک آهنگ موثر

در تصاویری که ما از جوانان رشید دانمارک دیدیم چیزی واضح تر از مفهوم "آشوب گری" به معنای خاص هویدا نبود. پسرانی که شیشه ی بانک ها را می شکستند،ماشین های اخرین مدل را به آتش می کشیدند و سوپر مارکت های انچنانی را به معنای واقعی کلمه غارت می کردند.  حکایت بازداشت آن خوش نشینان که خوش نشینی خود را در معرض خطر می دیدند و به شورش روی اوردند بسیار توفیر دارد با دستگیری شادی صدر و محبوبه حسین زاده و الناز انصاری که کسب و کارشان وکالت و نویسندگی و روزنامه نگاری است و تنها آمده بودند تا حمایتی نمادین از هم قطارانی داشته باشند که چند متر انطرف تر منتظر برگزاری محاکمه ی خویش در دادگاه انقلاب تهران بودد اند.

۴-از تمام اینها که بگذریم می رسیم به اوج تراژدی؛ بیاییم تمام نوشتار بالا را "صد من یک غاز" پنداشته و بازداشت ها را اصلی از اساس قانونی و مدنی تصور کنیم. می خواهیم سوال کنیم ابتکار انتقال فعالین سیاسی و حقوق بشر به "مرکز مبارزه با مفاسد اجتماعی" از آن کیست؟

گیریم که تمام آن زنان و دختران، بخشی از قانون اساسی را زیر پای گذاشته اند، حال بر اساس کدام اصل قانون محل نگهداری موقت آنان تا زمان انتقال به بازداشتگاه وزارت اطلاعات محل نگهداری مفسدین اجتماعی می باشد. آخر اگر این زنان مفسد اجتماعی بوده اند پس چگونه چند ساعت بعد باید پاسخگوی سوالات وزارت اطلاعات باشند و اگر مشکل ان ها مربوط به وزارت اطلاعات است چگونه باید به خود اجازه دهیم انان را ولو برای دقیقه ای به محلی انتقال دهیم که از ریشه با هویت این بانوان در تناقض است.

۵-اما نکته ی مثبتی نیز در برخورد نیروی انتظامی به چشم می خورد .این که بسیاری از شاهدان معتقد بودند نیروی انتظامی با کمترین خشونت ممکن و بدون اجازه ی دخالت به گروه های فشار برای ضرب و شتم متحصنان به دستگیری این سی و سه نفر اقدام کرده است .امری که از نگاهی کاملا متفاوت به این قضیه می تواند امیدوار کننده و تا حدی دلگرم کننده باشد..

به هر روی دولتمردان ایران باید مطلع باشند که تنها پیامد این دستگیری های بی مورد وارد آمدن خدشه بر وضعیت حقوق بشر در ایران است که ان نیز در شرایطی که ایران تحت فشارهای بی سابقه ی سیاسی غرب قرار دارد می تواند به بدتر شدن وجهه ی بین المللی ایران دامن زند.

امیدواریم که مصلحت گرایان و میانه رو های حاضر در قوه ی قضائیه و وزارت اطلاعات هرچه زودتر مقدمات  آزاد شدن افرادی را فراهم سازند که" اظهر من شمس" است که به تنها چیزی که نمی اندیشیده اند مختل کردن امنیت ملی میهنشان است.

اطلاعیه جبهه مشارکت در اعتراض به برخورد با تجمع زنان

اطلاعیه کمیته حقوق بشر سازمان دانش اموختگان ایران در خصوص بازداشت فعالان جنبش زنان

زنان چون شیشه‌اند ...احمد ابوالفتحی

زمان مي گذرد...مریم شبانی

من آنجا بودم..وبلاگ .زنان صلح

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 14:35  توسط سامان صفرزائی  |