تبليغاتX
محاوره - نقدی بر مقاله ی دکتر تاج زاده

محاوره

نفيسه زارع كهن و همسرش حجت شريفي در اوين محبوس اند...

مصطفی تاج زاده در آخرین مقاله ی خود با عنوان "عبور از خاتمی یا عبور از ملت" به بررسی نقش دانشجویان در یکدست شدن حاکمیت پرداخته است.

به عنوان شخصی که در سه ماه اخیر پنج مقاله در دفاع از لزوم ادامه ی اصلاحات در ایران و برائت از تحریم انتخابات در سایت امروز و ادوارنیوز نگاشته ام نمی توانم با بخشی از مقاله ی معاون سیاسی وزارت کشور دوره ی اصلاحات مخالف باشم.

انتقاد عمده ی من به تکراری بودن مبحث و تم مقاله ی ایشان است. در دو سال اخیر بخش زیادی از مقاله های اصلاح طلبان و از جمله شخص آقای تاج زاده دقیقا همین نوع انتقادی بوده است که در مقاله ی اخیر به چشم می خورد. تفاوت مقالات تنها به نوع نگارش و مقدمه چینی ها محدود شده است.

برای مثال همواره چند فاکتور مشابه در نود درصد نوشته ها و مصاحبه ها و سخنرانی دولتمردان دوره ی اصلاحات وجود دارد که تنها در هنگام ادای شفاهی و یا نوشتاری ممکن است جابجا شود.

مقالات یا مصاحبه ها عموما با بررسی عوامل پیروزی اصلاحات شروع می شود. سپس به زمستان ۷۷ و اطلاعیه ی وزارت اطلاعات پیرامون قتل های زنجیره ای اشاره می شود . در ادامه از بحران سازی اقتدارگرایان(بحران های ۹ روزه) سخن به میان می آید و اینکه اصلاح طلبان به مثابه ی بره هایی پاک بودند و چون گرگ های اقتدارگرا آنان را تهدید به دریدن می کردند از عملی کردن برخی( و نه بسیاری) از آرمان های اصلاحات بازماندند و پس از این مقدمه چینی به سراغ همان تم اصلی می روند که از آغاز نوشتار در پی آن بودند. "این دانشجویان ناراضی بودند که مسبب اصلی وضعیت امروز هستند."

همانطور که در بالا اشاره کردم نگارنده ی این سطور خود در انتخابات ریاست جمهوری به هیچ روی همدل با تحریم انتخابات نبود لکن آنچه برایم عذاب آور است همین مقالات متعدد تکراری است که خصوصا از سوی  مشارکت یا مجاهدین  در محکومیت دانشجویان نگاشته می شود. من بر این باورم اگر قرار باشد فردی یا نهادی به بررسی نقش جنبش دانشجویی در بدتر شدن اوضاع بپردازد دوستانی که در آن هشت سال در حاکمیت اصلاحات حضور داشتند(به جز معدود نفراتی)  باید آخرین نفراتی باشند که عملکرد آن جنبش را به چالش می کشند. نه اینکه اینان از چنین حقی محرومند بلکه مراد این است که بازوی صاحب قدرت اصلاحات که در حاکمیت سیاسی ایران حاضر بودند، خود در طی هشت سال انچنان اشتباهات فراموش نشدنی مرتکب شده اند که بایسته است حداقل اگر قرار است انتقادی را بر جنبش های دیگر وارد کنند آن را به بخش ژورنالیستی حزب خود واگذار نمایند.

باور بفرمایید تحمل چنین انتقاداتی -هرچند درست-  از جانب  معاون سیاسی وزارت کشوری  که در تابستان ۷۸ و در هنگامه ی سرکوب دانشجویان تنها به تماشا نشست و یا همان وزارت کشوری که با کمترین مقاومت عملی انتخابات حیرت آور مجلس هفتم را برگزار نمود بسیار دشوار است. خاصه آنکه این انتقادات رنگ تکرار نیز به خود گیرد و  در سمت و سوی تبدیل شدن به یک دکترین از جانب بزرگان حزب مشارکت و مجاهدین برای انداختن توپ در زمین دانشجویان نیز به گام بردارد.

آقایان! قضیه را به سمت لوث شدن سوق ندهید. شما و هم قطارانتان اگر کمی با دقت به اطراف و گذشته ی نه چندان دور نگاه بیندازید می توانید موضوعات دیگر غیر از تحقیر دانشجویان برای نقد و بررسی بیابید. آیا برای تشویق ایرانیان به تن در دادن به مشارکت در پروسه ی اصلاحات تنها بیان همین  برهان خنده دار را فرا گرفته اید که " در زمان اصلاحات اوضاع حقوق بشر از زمان حال بهتر بود". آیا اعتبار جبهه ی اصلاحات که به گفته ی خودتان از هر ۱۰ ایرانی ۶ نفر را به عنوان حامی خود می شناخت تنها باید به این منحصر شود که عملکردش در زمینه ی حقوق بشر قابل دفاع تر از دولت آقای احمدی نژاد است.

وظیفه ی اصلی شما به عنوان فردی از حاکمیت اصلاحات این است که به سوالات بی شمار پیرامون علل عقب نشینی های پیاپی دولت آقای خاتمی و مجلس ششم پاسخ گویید و از راهکارهایتان برای دور زدن اقتدارگرایان در صورت رویارویی با وضعیت هایی مشابه با:

 از دستور خارج شدن طرح اصلاح قانون مطبوعات، بازداشت گسترده ی روزنامه نگاران و فعالین دانشجویی و حقوق بشر، کشته شدن خبرنگار ایرانی در زندان اوین، بسته شدن فله ای روزنامه های در بهار ۷۹ ،ارائه ی لوایح دوگانه، ردصلاحیت گسترده ی کاندیداهای انتخابات مجلس هفتم، حوادث خرم اباد و کوی دانشگاه و ...

سخن بگویید و یا اینکه ادبیات تندروها را در دستور کار خود قرار دهید و فعالین گذشته ی دانشجویی را به طرفداری از نئو محافظه کاری و جنگ علیه ایران متهم کنید.؟

 اگر افشاری در کنگره ی ایالات متحده سخنرانی کرد بدین دلیل بود که چهار سال از جوانی اش را در زندان به سر برد و مجلس محترم ششم یکبار اجازه نداد تا وی و بسیاری دیگر از فعالین دانشجویی از تریبون مجلس میهن خودشان به شرح گرفتاری ها ناگوارشان در زندان بپردازند. بازی با کلمات را کنار بگذاریم. آن ها از ملت عبور نکردند بلکه دقیقا  -درست یا غلط-  از رفتارهای جبهه ی موسوم به اصلاحات عبور کردند. آنان از دولتمردانی عبور کردند که هشت سال مدام تهدید به استعفا کردند  و تنها زمانی آن را عملی کردند که دریافتند که باید  دو ماه دیگر از مجلس خداحافظی کنند و پنداشتند استعفای آنان توشه ای خواهد شد برای جلب آرای مردم برای انتخابات آتی.

دو سال از کنار گذاشته شدن تمام عیار احزاب متبوع شما از حاکمیت گذشته است و به جای انکه صادقانه از بی درایتی  جبهه ی اصلاحات در باج دادن به تندروها برای به بن بست سوق دادن اصلاح طلبی در ایران سخن بگویید و حداقل مانیفست نیمه جامعی برای به میدان آوردن جامعه ی تحریمیان اراده دهید باز تاکید می کنید که دانشجویان سبب دلسردی مردم از ما اصلاح طلبان شدند :

"اقدامات مذكور، در كنار علل و عوامل ديگر توانست حكومت اقتدارگرايان را يكدست كند"

به جای انکه مدام از عبارت "علل و عوامل دیگر" نام ببرید، قدری صداقت داشته باشید و بگویید که ترس و لرز حاکمیت اصلاح طلب از پرداخت هزینه برای رسیدن به اهدافش، نقش مهمی در شکست اصلاحات و یاس مردم از حضور در پای صندوق های انتخابات داشته است.

 در جایی دیگر از نوشته ی "عبور از ملت" آقای تاج زاده جمله ی عجیبی نوشته اند :

"...بر تبليغات خود دربارة ناكارآمدي خاتمي و اصلاح‌طلبان افزودند تا تعداد بيشتري از مردم از هرگونه اصلاحي از طريق انتخابات و صندوق‌هاي رأي نا اميد شوند و در انتخابات شركت نكنند""

واقعا این تصور را دارید که جنبش دانشجویان تحریمی از چنین برد تبلیغاتی قدرتمندی برخوردار بود که به واسطه ی آن نیمی از مردم ایران را از اصلاحات انتخاباتی و صندوق های رای ناامید کند؟

آیا به این مهم فکر کرده اید که بد نیست قدری واقع بین باشید. به این اندیشیده اید که به جای آنکه همواره اشاره ای گذرا به ضعف اصلاح طلبان در اجرای اصلاحات کنید لازم است مقاله هایی مفصل یرامون آن، مانند مقاله های که به تفصیل در آن به نقش دانشجویان تحریمی در یکدست شدن حاکمیت اشاره می کنید بنگارید؟

 من به عنوان یک دانشجو می دانم که امروز تفکر بسیاری از دانشجویان تحریمی تغییر یافته است و دیگر ارادت چندانی به تحریم انتخابات آتی ندارند و مانند گذشته به تز نافرمانی مدنی  به عنوان راهکار مطلق رسیدن به دموکراسی و تحولات مورد نظر، نگاه نمی کنند.

حال شما هم قدری برای ما بگویید که سیاست احزاب متبوعتان چه تغییراتی یافته است.آقای دکتر برایمان از پاسخ پرسش هایی بنویسید که در این نوشته بیان کردم.

 سخنی تازه بگویید.

مقاله آقای تاج زاده را در اینجا بخوانید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 16:15  توسط سامان صفرزائی  |