از طرفی دو تحلیل گر عمده ایران آقای زیدآبادی بازداشت شده است و مهندس عبدی نیز تاکنون مقاله ای پیرامون این جنبش، مختصات آن و سازوکار آتی آن ننوشته است.
از سوی دیگر تصورم این است جامعه روزنامه نگاری ایران جدا از هراسی که امروز بر پیکرش افتاده است از بازداشت و زندان همچنین به دلیل عرضه استدلال های سرتاپا غلط در شش ماه اخیر و همچنین پیش بینی هایی که جملگی غلط از آب در آمده است و بروز خطاهای محاسبه بی پایان، اعتماد به نفس نوشتاری خود را نیز کاملا از دست داده است و در حالت نسبتا فلجی به سر می برد.
از همین روی فکر می کنم در شرایط فعلی حضور روشنفکران سیاسی در عرصه عمومی سیاست بسیار حائز اهمیت است. اندیشمندانی که در چند سال گذشته تفسیر های نزدیک به واقعیت شان از اوضاع سیاسی حاکمیت ایران و اصلاح طلبان در میان حجم مقالات سطحی روزنامه نگاران گم و ناپدید بود باید این فرصت را غنمیت بشمارند حضور سیاسی خود را ملموس کنند.
اگرچه فاکتور هراس از هزینه دادن در نزد این بخش از نخبگان نیز به چشم می خورد و احتمال حضور محسوس اندیشمندان سیاسی در عرصه عمومی تحلیل سیاسی را به شدت کاهش می دهد.
بر این اساس گمان می کنم در اوضاع فعلی ما به شدت با خلا فضای تحلیلی مواجه خواهیم شد که اجازه پیش بینی اوضاع هفته ها و روزهای آتی را از جامعه خواهد گرفت. فقدان تحلیل سیاسی از اوضاع قطعا به نفع جنبشی که خواسته ها و مختصاتش کاملا سیاسی است نخواهد بود.