تبليغاتX
محاوره - غیبت تحلیل

محاوره

احمد زید آبادی بی کس و تنها در مساحتی ناچیز رنج می برد.

از وقتی برگشتم مشهد خیلی دوست داشتم نگاهی داشته باشم به بحران سیاسی دو سه هفته اخیر  و مقاله ای راجع به آن بنویسم. اما بسیار در فهم درست شرایط امروز احساس ضعف می کنم. از همین روی عمده وقت خودم را در خواندن مقالات منتشر شده گذاشته ام که البته بسیار بسیار به ندرت نوشته ای خواندم که به دور از احساس و با منطق سیاسی قابل فهمی به تبیین اوضاع پرداخته باشد. از میان مقاله دکتر فاطمه صادقی درباره نقش سیاسی روحانیون در اوضاع امروز شاید تنها مقاله ای بود که دارای پارامترهای تحلیلی درست و عمیقی بود.

از طرفی دو تحلیل گر عمده ایران آقای زیدآبادی بازداشت شده است و مهندس عبدی نیز تاکنون مقاله ای پیرامون این جنبش، مختصات آن و سازوکار آتی آن ننوشته است.

از سوی دیگر تصورم این است جامعه روزنامه نگاری ایران جدا از هراسی که امروز بر پیکرش افتاده است از بازداشت و زندان همچنین به دلیل عرضه استدلال های سرتاپا غلط در شش ماه اخیر و همچنین پیش بینی هایی که جملگی غلط از آب در آمده است و بروز خطاهای محاسبه بی پایان، اعتماد به نفس نوشتاری خود را نیز کاملا از دست داده است و در حالت نسبتا فلجی به سر می برد.

از همین روی فکر می کنم در شرایط فعلی حضور روشنفکران سیاسی در عرصه عمومی سیاست بسیار حائز اهمیت است. اندیشمندانی که در چند سال گذشته تفسیر های نزدیک به واقعیت شان از اوضاع سیاسی حاکمیت ایران و اصلاح طلبان در میان حجم مقالات سطحی روزنامه نگاران گم و ناپدید بود باید این فرصت را غنمیت بشمارند حضور سیاسی خود را ملموس کنند.

اگرچه فاکتور هراس از هزینه دادن در نزد این بخش از نخبگان نیز به چشم می خورد و احتمال حضور محسوس اندیشمندان سیاسی در عرصه عمومی تحلیل سیاسی را به شدت کاهش می دهد.

بر این اساس گمان می کنم در اوضاع فعلی  ما به شدت با خلا فضای تحلیلی مواجه خواهیم شد که اجازه پیش بینی اوضاع هفته ها و روزهای آتی را از جامعه خواهد گرفت. فقدان تحلیل سیاسی از اوضاع قطعا به نفع جنبشی که خواسته ها و مختصاتش کاملا سیاسی است نخواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 10:1  توسط سامان صفرزائی  |