تبليغاتX
محاوره

محاوره

  بعضی موقع ها باید گذاشت و رفت.

اگر به صرافت این بیفتی که بمونی و بجنگی و تا پای ...


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 21:30  توسط سامان صفرزائی 

نمایشگاه مطبوعات از یک شنبه در تهران برگزار شده است. اگر تاکنون به غرفه ی فصل نامه ی "گفتگو" نرفته اید، بد نیست ...


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 20:4  توسط سامان صفرزائی  | 

.اما بعدها که زمان می گذرد، وقتی بزرگ تر - یا شاید کوچک تر - می شوی تازه در می یابی کاش این جملات  ...


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 19:45  توسط سامان صفرزائی  | 

من از همه ی دنیا بی خبرم.

کی رئیس جمهور میشه بالاخره؟

شیخ خاموش ...


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 17:40  توسط سامان صفرزائی  | 

سایت امروز هم بعضا کارهای جالبی انجام می دهد که حیف است از آن یاد نشود. این وب سایت دو ستون برای...


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 8:39  توسط سامان صفرزائی  | 

از پنج شنبه ی گذشته در میان دوستان و آشنایان در جستجوی عزیزانی بودم که ارادتی به "تئوری توطئه" داشتند. در مواجهه  با این رفقا اولین بحثی که ...

 


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 7:46  توسط سامان صفرزائی  | 

 در این روزگار خاکستری، سی و شش هفته دل خوشی داشتن کلی حرفه،  اینکه نه ماه بدانی هفته ای یک بار ساعتی در انتظارت است برای خوب سپری شدن دل آدم رو گرم می کرد. کلی عادت کرده بودم به همه ی جزئیات زندگیش...

 


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 18:19  توسط سامان صفرزائی  | 

دانشگاه رفتن خسته کننده ترین عادتی هست که این روزها تجربه می کنم، بعد چهار سال مفهوم دانشگاه و دانشجو برای منی که سال ها دلخوش بودم تا از....  

 


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 11:17  توسط سامان صفرزائی 

خوب که فکر می کنم می بینم یکی از دلایل بدبخت شدن ما در سال های اخیر به لحاظ اجتماعی - و نه سیاسی- از دست دادن قدرت اخذ تصمیمات بزرگ .....


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 13:18  توسط سامان صفرزائی  |