تبليغاتX
محاوره

محاوره

احمد زید آبادی بی کس و تنها در مساحتی ناچیز رنج می برد.

خانم لیونی به هر شکل خواهان تصمیم گیری سریع به کمک شرکای احتمالی خود می باشد. وی خطاب به حزب کارگر و شاس - حزب سفاردی و ارتودوکس-  که هر دو شان در ائتلاف کنونی حاضر هستند گفت: ...


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 12:24  توسط سامان صفرزائی  | 

هر قدر بی احساس هستم نسبت به سینمای مسعود کیمیایی؛ اما هرگز نمی توانم پنهان کنم که سکانس نخست فلیم اعتراض چقدر ماندگار و با ارزش بود.

دختری که به قتل رسیده و مردی با دیالوگ های آنچنانی به تماشای او نشسته و ملامت مقتول خود را حق خویش می داند و می کوشد زن بی نفس را توجیه کند که ریخته شدن خون او چقدر حق طلبانه بوده..

   جاودانه نیست؟

یاد سنمای دوم خرداد بخیر...

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 20:24  توسط سامان صفرزائی  | 

۱- محمود عباس و طیف میانه روی فلسطینیان احتمالا ازبرگزیده شدن" زیپی لیونی" به جای "احود المرت" به عنوان رهبر ...


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 19:34  توسط سامان صفرزائی  | 

 

باز فتادم به خراسان مرگبار

غمزده، خاموش...


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 20:43  توسط سامان صفرزائی  | 

 

خواندن مصاحبه ی مریم شبانی با دکتر حاتم قادری در شهروند امروز را اکیدا پیشنهاد می کنم:

 گفت‌وگو با حاتم قادري در حياط با صفاي منزل مسكوني او در حاشيه ميدان سربند تهران انجام شد. در حضور ...


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 11:0  توسط سامان صفرزائی  | 

زینب خیلی خوب می نویسه....دلم قطب می خواهد را ...


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 15:57  توسط سامان صفرزائی  | 

هیچ گاه، هرگز در هیچ زمانی یک نویسنده را چنین سرسپرده ندیده بودم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 10:36  توسط سامان صفرزائی 

این روزها و مخصوصا این شب ها حوصله ی کاری نیست جز مشغولیت به خودم و غرق شدن و همینطور گاهی وقت ها ...


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 21:14  توسط سامان صفرزائی 

سایه اش هم نمی موند هرگز پشت سرش

غمگین بود و خسته

تنهای تنها...

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 21:24  توسط سامان صفرزائی 

  این ترجمه در شماره ی روز چهارشنبه (۱۳ شهریور) روزنامه ی کارگزاران منتشر شد و به سیاست داخلی ایالات متحده ی آمریکا می پردازد.


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 14:9  توسط سامان صفرزائی  | 

در این روزها و شب های بد و نامرد پر از تشویش اگر فرهاد و Dido نبودند نفسم کاملا بند می آمد.

فرهاد که دیگه نیست، اما یه روز بلیط کنسرت Dido  رو می خرم و هر طوری شده خودمو می رسونم بهش و بلند داد می زنم:

thank u ma'am

با چشمام و فریادم بهش میگم  چقدر در زندگی بخشیدن به من مهم بوده و هست..

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 23:58  توسط سامان صفرزائی 

 این یادداشت در شماره ۶۰ هفته نامه ی شهروند امروز منتشر شده است و نگاهی دارد به فیلم "مه".

"ضیافت شکوهمند ترس" ، این عبارت در نگاه اول برازنده ی آخرین فیلم "فرانک دارامونت" است. اما به باور من اقتباسی که از رمان "مه" استفان کینگ شده است بیش از هر چیز ...


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 15:4  توسط سامان صفرزائی  | 

این یادداشت  در شماره ی روز یکشنبه (سوم شهریور) روزنامه ی کارگزاران منتشر شد و نگاهی انتقادی  به "لایحه ی حمایت از خانواده" .

پارلمان های ایرانی در صد و دو سال گذشته، از عهد مشروطه تا امروز، قوانین بی شماری را تصویب کرده اند که بسیاری از آنان برای سرزمین ما و مردمانش کامیابی و خوشبختی به همراه داشته و گامی رو به جلو محسوب شده است و از دیگر سو ...


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 2:3  توسط سامان صفرزائی  |