تبليغاتX
محاوره

محاوره

روایت آن تماشاخانه مرا از آن سال تا امروز اسیر خود کرده است. از آن سخنی نمی گویم با دیگران اما در درونم همواره دیگران را با آن می سنجم. همیشه ...


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 20:25  توسط سامان صفرزائی  | 

توگو، ترنیداد و توباگو، پاناما، مغولستان و زیمباوه در پکن خراب شده مدال کسب کردند و کشورشان در جدول توزیع مدال قرار گرفته و ما هنوز هیچی نداریم.

کشتی آزاد یا تکواندو ناجی ما خواهند شد؟ یک لحظه فکر کنید مدال نگیریم، من یکی که دق می کنم.

از آنهایی هم که خوشحال می شوند ما در المپیک هیچ ام شویم تا دو سه روز به علی آبادی چارواداری بگویند تقاضا مند هستم دست بر آسمان ها دراز کنند و دعا کنند تا از این فضاحت رها شویم، من یکی که دق می کنم.

جدول رده بندی را در اینجا ببنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 2:36  توسط سامان صفرزائی  | 

به باور شما خیلی زشت و مذموم نیست که یک جناح سیاسی بکوشد هویت خود و  احیای خویش را بر اساس نفی مطلق جناح سیاسی صاجب قدرت استوار سازد. بعد از مقاله ی خنده اور آقای مرعشی در روزنامه ی کارگزاران در مورد اظهارات رحیم مشایی مقاله ی قهقهه آور آقای اخوندی را در شهروند امروز بخوانیم .

می دانید این برای من خیلی خنده دار است که نویسنده اول می کوشد خود را بی طرف نشان دهد و از دیدگاه حقوق بین الملل به قضیه نگاه کند اما در سطرهای اخر به یکباره عنان از کف می دهد و می کوشد تا از دل این حادثه با جملات "نون به نرخ روز خورانه" به هر طریقی شده دولت را بکوید.

می دونید من الان دارم به این فکر می کنم که اصلاح طلبان به قدری در این مرداب گرفتار شده اند و انقدر در این سه سال حیات خویش را در گرفتن یقه ی دولت تعریف کرده اند که اگر فردا احمدی نژاد بگوید می خواهم غنی سازی را تعلیق کنم نیز اینان به یکباره به یاد آرمان های انقلاب بیفتند.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 10:33  توسط سامان صفرزائی  | 

 

داشتم به واج آرایی تارانتانیو در حرف F در سکانس تجاوز به آقای والاس در فیلم Pulp Fiction فکر می کردم وقتی "بوچ" دلسوزانه از آقای "مارسلوس والاس" پرسید:

? are u okay

و "والاس"  غمگین تر از هر زمانی در عمرش پاسخ داد:

....No man! I'm pretty Fucking Far From okay

و بعد احساس کردم چقدر اکنون در این زمان احساسم به آقای والاس نزدیک است.

 

 

انوشیروان معنقد است که کوئنتین مزخرف میگه...به نظر او واج آرایی یعنی این:

"جان بی جمال جانان میل جهان ندارد"

 و از قضا بعد از آن نیز احساس کردم چقدر اکنون در این زمان احساسم به آقای حافظ نزدیک است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 15:28  توسط سامان صفرزائی  | 

 

  

I don't care what they say I know what you meant for me that day

I just wanted another try. I just wanted another night. Even if it doesn't seem

.......


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 20:5  توسط سامان صفرزائی 

اینقدر خوشحال می شدم که خوش خط تر از همیشه فارسی ها را می نوشتم.

سوال ها با خودکار سیاه، علامت سوال ها با قرمز و جواب هایی که .....


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 22:16  توسط سامان صفرزائی 

 مقاله نویس های اکونومیست به نظر من از بهترین نویسنده های سیاسی دنیای ژورنالیسم هستند. با هیچ کس رودربایستی ندارند، حرفشان را رک می زنند، حاشیه نمی روند و اتفاقا نثر منحصر به فردی هم دارند، به این معنا که از ایهام و کنایه و تمثیل بسیار بهره می برند. در شماره ی پیشین مجله مقاله ای با نام "آمریکای مغموم" - Unhappy America- نگاشته شده بود که بند پایانی آن ...
دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 23:4  توسط سامان صفرزائی  | 

 

             

                                                                                                          

 

                                                                                                         Laura Pausini

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 15:8  توسط سامان صفرزائی  | 

نوزدهم جولای تاریخ نشست نمایندگان ۱+۵ با ایران بود. قرار بر این بود که تهران ظرف دو هفته یعنی تا تاریخ دوم آگوست پاسخ ...


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 22:20  توسط سامان صفرزائی  | 

این را سه سال پیش نوشتم. زمانی که هنوز زندگی هیجان انگیز بود و نوشته ها نیز با هیجان نوشته می شد، تحلیل هایی که صور خیال ...


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 12:26  توسط سامان صفرزائی  | 

یادداشتی که در ذیل می آید به بحران هسته ای ایران اشاره دارد و در روزنامه ی کارگزاران (۸ مرداد) منتشر شد. خاطرنشان می کنم که این یادداشت  حدود یک ماه قبل نگاشته شده و فاصله ی زمانی میان انتشار و نگارش آن ممکن است در برخی جاهای این نوشته به چشم آید.

در مورد فصل دوم این نوشته بر این باور هستم که نمی بایست آنقدر مفصل  به این مسئله  می پرداختم چرا که گوش شنوایی در میان اصلاح طلبان وجود ندارد و اصرار به اینکه لطفا  وارد گفتمان قدرتمداران نشوید از کوبیدن آب در هاون نیز بیهوده تر است و نمی دانم از چه روی اینقدر با آب و تاب بدین مساله اشاره کردم.

 امروز اگر قرار بود این یادداشت را بنویسم تنها به بخش نخست آن قناعت می کردم.


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 11:10  توسط سامان صفرزائی  | 

 

ویدئوی دوست داشتنی که احمد در شیروانی داغ اش گذاشته را از دست ندهید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 18:37  توسط سامان صفرزائی  | 

این خبر بی بی سی راجع به افزایش طول عمر بیماران مبتلا به ایدز  بسیار جالب بود. من شخصا به دلیل اطلاعات بسیار کمی که درباره ی این بیماری داشتم تصور می کردم از هنگامی که فردی مبتلا به ایدز می شود تا لحظه ی وداع ...


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 10:28  توسط سامان صفرزائی  | 

 

                 

 

بعدش  خیلی دیرمان شده بود و هر دو می بایست می رفتیم اما دیدن دوباره ی "آنی"  معرکه بود. صحیح؟ پی بردم که او چه انسان ...

 


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 21:24  توسط سامان صفرزائی  | 

محاوره ی من دو ساله شد.

وبلاگ نویسی ام پنج ساله.

یاد  مرحومین "ایران امروز" و "هشل هشت " بخیر و شادی.

هیچ فکرش رو نمی کردم که بتونم دو سال اینجا رو داشته باشم ...  اینکه اینجا کمی بوی کهنگی گرفته  به من احساس تازگی رو منتقل می کنه و این حس، خوب و دوست داشتنی است.

دوستان دوست داشتنی انتقاد غیر سازنده یا سازنده ای اگر دارید حتما بنویسید.

اگر گمان می برید که اگر انتقاد کنید ممکن است من ناراحت شوم درست فکر می کنید..آدمی همیشه محتاج این است که هر انچه عرضه می دارد مورد طبع دیگران واقع شود و در لحظه ی اول دیدن اختلاف نظر دیگران با وی او را سرخوش نمی کند، اما، اما در نهایت به نفع او ست که اشتباهات و نقاط ضعفش گوشزد شود و عقل غیر از این نمی گوید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 17:2  توسط سامان صفرزائی  | 

خانم محمدی گرگانی همسر احمد زید آبادی در گفتگوی کوتاهی با ادوارنیوز با تایید این خبر گفت: افرادی که خود را ماموران دادگاه ...


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 0:14  توسط سامان صفرزائی  |