همین موقع هاست که از خواب بر می خیزم. غمگین از تنهایی. غمگین از اینکه خدا رهایم کرده و غمگین از دروغی که به او گفته ام. با اکراه ...
دنباله ي مطلب
دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:1  توسط سامان صفرزائی
|
