تبليغاتX
محاوره

محاوره

نفيسه زارع كهن و همسرش حجت شريفي در اوين محبوس اند...

 نیمه شب می شود و نمایی از دو تخت خواب کوچک و مجزا می بینیم . صدای خروپف زن اتاق را فرا گرفته است. مرد آرام از خواب ...

 

 


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 23:14  توسط سامان صفرزائی  | 

همان پرسشی که پنج شش سالی است پیراهن عثمان اصلاح طلبان گشته است و از بخت بدشان چاره ساز حضورشان در حاکمیت  نمی شود که نمی شود. شاید بدین خاطر که خون های روی پیراهن به شدت مصنوعی به نظر می رسد آیا این سرخی غیر متعارف و متمایل ....


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 16:14  توسط سامان صفرزائی  | 

همه چیز وهم است..خانواده٬ اداره٬ دوستان٬ خیابان٬ زن٬ همه وهم است.  وهمی که همواره نزدیک تر می آید و دورتر می رود. ولی نزدیک ترین حقیقت فقط آن است که من سرم را به دیوار سلولی بی در و پنجره می فشرم.                                                                                          

                                                                                                   Franz Kafka 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 15:8  توسط سامان صفرزائی  | 

 یه دفعه دلم برای روزنامه ی شرق قدیم بدجوری تنگ شد...چقدر روزنامه ی خوب و مهربونی بود...یادش بخیر باشه هر جا که هست ....تو هر دادگاهی که پرونده اش خاک می خوره خدا پشت و پناهش باشه...

عشق ما دهه ی شصتی ها بود...

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 14:49  توسط سامان صفرزائی  | 

در آغاز سخن٬ آنان را به تئاتری های شکسته خورده  تشبیه نمودیم. افرادی که پس از روی گردانی و قهر تماشاچیان با آنان به جای آنکه به "برادوی "های* سیاست بروند و قواعد بازی را فرا گیرند تنها به سوی تماشاخانه هایی قدیمی رفتند و ...

ادامه را در  ادوارنیوز و یا امروز بخوانید.

 


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 19:7  توسط سامان صفرزائی  | 

خاطرم هست که چند سال پیش که "قصه های عامیانه" ی تارانتینو را دیدم بعد از دیدن فیلم که بسیار باشکوه بود به نوعی  ....


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 19:1  توسط سامان صفرزائی  | 

۱- خوب که فکر می کنم می بینم عجب مطلب چرند و بی سرو ته و سرشار از افاده ای راجع به شعر نوشتم... البته یه ایده ای داشتم واسه گفتن...بد مطرح شد و بچگانه.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 20:31  توسط سامان صفرزائی  | 

 ماه گذشته و پس از رد صلاحیت گسترده ی اصلاح طلبان توسط وزارت کشور، مقاله ای از سایت الکترونیکی روزنامه ی لس آنجلس تایمز برای سایت ادوار ترجمه کردم که بازخوانی آن خالی از لطف نیست؛ هرچند نکته ی چندان تازه ای ندارد و ماهیتی گزارشی دارد:

سیاست مداران میانه ی روی ایرانی که راه شرکت آنان در انتخابات جاری مجلس مسدود گشته است، پنجشنبه عهد کردند که ...


دنباله ي مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 16:55  توسط سامان صفرزائی  |